ایلیاایلیا، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 14 روز سن داره

ایلیا

عکس های ایلیایی

ایلیا و باباحسین شب عقد رضا پسرخاله مامانی مسافرت اهواز ایلیا و خنده الکی ایلیا الشتر خرم آباد ا ایلیا و باباحسین اهواز ایلیا جون عاشق چای خوردنه شب تولد بابایی که خونه عمو مهدی اونو غافلگیر کردیم کیک تولد بابا فکر کنم وقتی تو شکم مامانم بودم یه سر اومدم اینجا.آشناست ...
15 دی 1391

بالاخره اسباب کشی

دیشب ساعت 4 بود که ایلیا واسه شیر خوردن بیدار شد.بعد از خوابیدن ایلیا من بی خوابی زده بود به سرم و خوابم نمی برد.آخه آخرین شبی بود که توی این خونه بودیم و داشتم این 1 سال رو مرور میکردم. توی این خونه بود که ایلیا راه افتاد و حرف زدن یاد گرفت.یادم افتاد توی روروئک که می ذاشتیمش  مقاومت میکرد که بیاد بیرون و بالاخره ما تسلیم می شدیم مخصوصا موقع غذا خوردن. همیشه کنار تخت خودمون توی گهواره می خوابید و چون خونه جدید یه خورده کوچک تره و  نمی تونیم هم گهواره و هم تختش رو ببریم گهواره رو جمع کردیم و به خاطر همین چند شبه بد خواب شده و ایراد می گیره. راستی دیشب رفته بودیم خونه ی جدید رو ببینیم که چیزی کم داره یا نه از اونجا...
2 شهريور 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ایلیا می باشد